تعداد کلیک:
1151
تعداد نمایش:
127067
گزارش لینک خراب {فقط با یک کلیک}
yahoo ghobious s blog yahoo news beta feedback start your own yahoo page home my page my blog my friends mailbox invite search settings ghobious top page blog friends lists groups school pajouheshe sanayeh add ghobious is not connected to you in yahoo send message ignore this person what s this report for abuse last updated fri mar member since april my blogroll masih ehsan fanuos shoma nemikhain khodetoono ehda konin gt clickhere reply of first lt prev next gt last ghobious s blog full post view list view zendegie ma zayideye andisheye mast ببخشید که گفته بودم دوست دارم چند روز پیش تو یکی از همین خیابون های همیشه شلوغ و پر حوصله تهران که حال و حوصله من را که همیشه عجله دارم و دیرم شده را می گیرد شمارش معکوس چراغ قرمزعابر را می شمردم که چشمم به یک آشنای دور افتاد دوستی از دوران مدرسه که در دوره ایی زیاد با هم حرف می زدیم و سفره ی دلمان را برای هم باز می کردیم اما آشنایی و شاید دوستی مان _ سالی شد چند دقیقه ایی به هم خیره شدیم انگار می خواستیم مطمئن بشویم و سوتی ندهیم درست بود اشتباهی نکرده بودیم چراغ سبز شد موقع رد شدن از خیابان نگاهمان را از هم نگرفتیم و به هم نزدیک شدیم اما وقتی وسط خیابان که به هم رسیدیم بی حرف و حتی لبخندی به راحتی از کنار هم گذشتیم هر کدام راه خودمان را رفتیم من دیرم بود شاید او هم عجله داشت شاید هر دو منتظر بودیم دیگری لبخند بزند و دستمان را در دست هایش بگیرد و بکشد گوشه ایی و شروع کنیم به حرف زدن شاید هم جیغ کشیدن اما چه حرفی این که چه می کنیم و کجاییم و شاید آن چند دقیقه ایی که به هم خیره شده بودیم هیچ نقطه مشترک و آشنایی در چهره هم پیدا نکردیم شاید در هم دنبال همان آیدا و قدیم می گشتیم و پیدا نکردیم پس دلیلی نداشت حتی چند دقیقه ایی وقت تلف کنیم و همان خاطره های کهنه را دوباره برای هم تعریف کنیم در دنیای جدید من جایی برای او و در دنیای او دیگر جایی برای من نیست دیگر حرف و حس مشترکی بین مان نمانده بود برای مرور کردنش انگار باید از هم می گذشتیم این اتفاق باعث شد بیشتر روز را به تمام دوست ها و دوستی های تمام شده ام فکر کنم از دوست های دبستانم شروع کردم و رسیدم به دوست های دبیرستان و حالا هم دوست های دانشگاه و هر دوست و آشنا دیگری که در جاهای دیگر و به بهانه های مختلف با هم آشنا شده ایم تو زندگی آدم های زیادی وارد زندگی مان می شوند ازآنها یاد می گیریم یاد می دهیم با هم درپیاده روها و خیابان ها قدم می زنیم و با هم خوش می گذرانیم و وقتی هم که به هر دلیلی ادامه دوستی ممکن نباشد از هم می گذریم به همین راحتی هر کدام راه زندگی خودمان را می رویم و هیچ وقت منفعت ها و موقعیت های خودمان را وقف دیگری و دیگری ها نمی کنیم و حدالمقدور موقعیتی هم برای دیگری به وجود نمی آوریم حتی اگر بتوانیم ازخودگذشتن هم دیگر معنی ندارد و عبارتی است موهوم با تو هستم تا وقتی که حوصله ام را سر نبری و موقعیت و منفعت هایم را به خطر نیندازی شاید درست اش هم همین است و دوستی در همین حد تعریف می شود شاید همین دوست هایی هم که امروز در هر جایگاه و به هر بهانه ایی دوستمان هستند و کنارمان روزی روزگاری از کنار هم بگذریم و دنبال کار خود بدویم که دیرمان شده و فرصت لبخند هم نداریم که احتمالا آن روزهم دوست های جدیدی داریم و آدم های دیگری اطرافمان را گرفته اند دفتری دارم که سال پنجم دبستان و سوم راهنمایی دست به دست می چرخید و همان طور که من در دفتر دیگران چند خطی به یادگار می نوشتم آنها هم درآن دفتر خواسته اند یادشان را برای همیشه در ذهن ام زنده نگه دارند معمولا تمام صفحات با این جمله و جملات شبیه تمام شده است هیچ وقت فراموشت و نمی کنم و همیشه در یادم هستی دوست خوبم حالا مدتی است دیگرآن صفحه ها را نمی خوانم حالم را بهم میزند و از فکر این که من هم چنین خزعبلاتی نوشته ام خراب تر می شوم این متن رو از وبلاگ آیدا عزتی آوردمش اینجا بیاین یه کم به چیزایی که اینجا گفتم عمیق فکر کنیم به دوستی ها مون saturday june am irst permanent link comment و اون جوون منقلب شد ا ز پله های اتوبوس بالا رفتم رو نوک پام وایسادم و گردنمو کشیدم تا سرک بکشم ببینم جای خالی توی اتوبوس پیدا میشه یا نه یه چند تا جای خالی بود ولی خیلی حسش نبود پیاده شدم سر و کله ی یکی از دوستام هم پیدا شد سرمو واسه ی اون بالا انداختم که جا نیست بدون اینکه با هم حرفی بزنیم چند قدم رفتیم عقب تر دم اتوبوس پشتیه وقتی اتوبوس دومیه رو دیدم گفتم نکنه امروز نتونم برم آخه یه دفعه خیلی شلوغ شد ترمینال چه خبره به دوستم گفتم میخوای جدا بشینیم چون با این وضع بعیده برای دوتامون جا باشه با این حال توی سه تا اتوبوس بعدی هم جا پیدا نشد دیدیم نه اینجوری نمیشه رفتیم سوار تاکسی های خطی شدیم یه یه ربع بعدش راه افتادیم نزدیکای دانشگاه توی جاده مردم یه گوشه جمع شده بودن کلی ماشین وایساده بود خوب که نگاه کردم دیدم همون اتوبوس اولیه که نمیدونم برای چی ازش پیاده شده بودم چپ کرده بود رانندش خوابش برده بود مسافراش دونه دونه داشتن با برانکارد ازش پیاده میشدن شاید بعضی هاشون به مقصد رسیده بودن دیگه نیازی به پیاده شدنشون نبود شاید باید توی همون جاده به مقصدم میرسیدم و پیاده میشدم چیزی که هست اینه که خیلی ناگهانی میشه اطرافیانمون دوستامون و خیلی کسای دیگه رو از دست بدیم خیلی راحت تر از اونی که فکرشو بکنیم اگه من توی اون اتوبوس بودم و میمردم خیلی حرفا نگفته میموند هنوز به خیلیا نگفته بودم چقدر دوسشون دارم نگفته بودم چقدر برام عزیزن و حتی زندگی خیلی زود میگذره و زود تر از اونی که فکرشو بکنیم تموم میشه نیاد روزی که حسرت بخوریم چرا چیزایی رو که میخواستیم بگیم و نگفتیم از آقا حامد هم ممنون به خاطر کمک در نوشتن monday june am irst permanent link comments be patient یه اتفاقی برام افتاد که یه کوچولو تکونم داد به قول خودم یه ویبره ولی چون میخوام جمله هاش جوری باشه که همون حس رو بتونم منتقل کنم گذاشتمش برای یه فرصت خوب پس منتظر باشین تا سر و کله ام پیدا شه tuesday june am irst permanent link comments حمل بار خب اینم یه جورشه با تاکسی آجر این ور و اون ور میبرن ببینین چه خوبه تاکسی که برای جا به جایی مسافر نیست برا این کارهاست تازه کلی رفته رو کلاس ماشین دیگه خوابوندن نمی خواد saturday june pm irst permanent link comments nothing ساعت حدود نیمه شبه داشتم فیلم دوره ی دوم پیام رو نگاه می کردم یکی دو روزه آماده کردن و به همه دادن یه مجموعه ی کامل از دبستان تا کنکور هم فیلم هم عکس توی خیلی از قسمت هاش بغضم گرفت و بعضی از تیکه های فیلم تا جایی پیش رفت که و نتونستم به همون شفافی که اول مونیتور رو نگاه میکردم نگاهش کنم یاد معلم هایی که توی دبستان بودن یاد اون سادگی های بچه ها صادق بودن هاشون و اون خنده ها و برگ برگ صفحات دفترچه ی خاطرات کسایی که شاید از پیش دانشگاهی اونها با هم و در کنار هم بودیم و نه قبل از اون و البته تیکه هایی هم بود که کلی خندیدم و قهقهه میزدم با این حال یاد دوره ی خودمون افتادم یاد همه ی مسافرت ها و همه ی روزهای خوب و بدمون کنار هم و البته یاد کارهایی که نکردیم و همیشه حسرتش رو خوردیم جشن فارغ التحصیلی و یه مجموعه ی فیلم و عکس saturday may am irst permanent link comments add ghobious s blog to your personalized my yahoo page about my yahoo amp rss of first lt prev next gt last highlighted posts futile hope پورس حیف