تعداد کلیک: 1522       تعداد نمایش: 126964

تبليغات x بارون بارون گاه نوشته هاي يک برنامه نويس اولین شاعر جهان حتما بسیار رنج برده است آن گاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت و کوشید که برای یارانش آن چه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده توصیف کند و کاملا محتمل است که این یاران آن چه را که گفته است به سخره گرفته باشند لیک او باز چنین می کند چون هنر راستین می خواهد هنرمند در آشکاری اش بکوشد هیچ کس نمی تواند به تنهایی از زیبایی ای که درک می کند لذت ببرد جبران خلیل جبران نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود نوروز سال نوتون مبارک نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود ما از خدای گم شده ایم او بجستجوست ما از خدای گم شده ایم او بجستجوست چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش گاهی درون سینه مرغان به های و هوست در نرگس آرمید که بیند جمال ما چندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوست آهی سحر گهی که زند در فراق ما بیرون و اندرون زبر و زیر و چار سوست هنگامه بست از پی دیدار خاکئی نظاره را بهانه تماشای رنگ و بوست پنهان به ذره ذره و ناآشنا هنوز پیدا چو ماهتاب و به آغوش کاخ و کوست در خاکدان ما گهر زندگے گم است این گوهری که گم شده مائیم یا که اوست اقبال لاهوری زبورعجم نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود به خانه مي رفت با كيف و با كلاهي كه بر هوا بود چيزي دزديدي مادرش پرسيد دعوا كردي باز پدرش گفت و برادرش كيفش را زيرو رو مي كرد به دنبال ان چيز كه در دل پنهان كرده بود تنها مادربزرگ ديد گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش و خنديده بود حسين پناهي نوشته شده در یکشنبه دهم دی ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود زندگی نورونار دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد داد زد و بد و بيراه گفت خدا سكوت كرد آسمان و زمين را به هم ريخت خدا سكوت كرد جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت خدا سكوت كرد به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد خدا سكوت كرد كفر گفت و سجاده دور انداخت خدا سكوت كرد دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد خدا سكوتش را شكست و گفت عزيزم اما يك روز ديگر هم رفت تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست shy دادي تنها يك روز ديگر باقي shy است بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن لا به لاي هق هقش گفت اما با يك روز با يك روز چه كار مي توان كرد خدا گفت آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند گويي كه هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را درنمي يابد هزار سال هم به كارش نمي آيد و آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت حالا برو و زندگي كن او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد اما مي ترسيد حركت كند مي ترسيد راه برود مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد قدري ايستاد بعد با خودش گفت وقتي قردايي ندارم نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد بگذار اين يك مشت زندگي را مصرف كنم آن وقت شروع به دويدن كرد زندگي را به سر و رويش پاشيد زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند مي تواند پا روي خورشيد بگذارد مي تواند او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد زميني را مالك نشد مقامي را به دست نياورد اما اما در همان يك روز دست بر پوست درخت كشيد روي چمن خوابيد كفش دوزكي را تماشا كرد سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه نمي شناختندش سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد لذت برد و سرشار شد و بخشيد عاشق شد و عبور كرد و تمام شد او همان يك روز زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند امروز او در گذشت كسي كه هزار سال زيسته بود نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود سفر شیراز از این عکس که هفته گذشته از تخت جمشید گرفته ام خیلی خوشم میاد نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود وسیله سرگرمی بچه هفته پیش رفته بودم شیراز توی بازار شاهچراغ یه بچه که داشت از این اسباب بازیهایی که باهاش حباب درست میکنن میفروخت داد میزد وسیله سرگرمی بچه نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود رقابت سازنده پنجشنبه تهران بودم میخواستم واسه دوربینم یه حافظه بگیرم یه سری رفتم جمهوری اونجا متوجه شدم چقدر آدم بیکار وجود داره که برای عقب نموندن از قافله ترقی دارن با هم رقابت میکنن وای که این مغازه های موبایل فروشی تو بازار علاءالدین چه غلغله ای بود اکثر این افراد محترم منتظرن یه مدل جدید گوشی بیاد تا خودشون رو با آخرین تکنولوژی روز دنیا آپدیت کنن نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود من هنوز زنده ام d پریروز داشتم از خونه دوستم بر میگشتم توی تاکسی فکر میکردم که اگه یه دفعه مثلا وقتی سوار تاکسی باشم و یادم بیفته که پول ندارم چکار میکنم تو این فکر بودم که یه دفعه یه چیزی بهم گفت الان هم همینجوری شده با عجله کیفم رو باز کردم و آره کیف پولم رو خونه دوستم جا گذاشته بودم سریع با موبایل زنگ زدم به خونه و به داداشم گفتم یه خورده پول از تو خونه برداره بیاد جاییکه میخوام پیاده بشم خدا رحم کرد داداشی خونه بود نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود بزرگ بودن اینجمله قشنگرو که بتهوون گفته خیلیوقتپیشتر از تو وبلاگ زهرا دیدم مهم بزرگ بودن است نه بزرگ جلوه کردن نوشته شده در شنبه هفدهم دی ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود قشنگترين صفت خدا به نظر من قشنگترين صفت خدا ستارالعيوبه اگه خدا ستارالعيوب نبود دهن ملت سرويس بود نظر شما چيه نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود امروز آسمون هم دلش گرفته نوشته شده در سه شنبه یکم آذر ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود عمر گرانمایه دیروز داشتم با خودم فکر میکردم بعضی از اینمطالبی که توی مدرسه میخوندیم رو نبایست اون موقع میخوندیم اونا رو باید الان بخونیم مثلا یادمه تو یکی از کتابهای فارسی این شعر سعدی بود که عمر گرانمایه در این صرف شد تاچه خورم صیف و چه پوشم شتا عمرا آدم تو بچگی معنی این شعرو بفهمه نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود هنوز زنده ام همین نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود به خودم بزرگترین گناه ناامیدی است حضرت علی ع نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود خداحافظ آقاي رییس جمهور نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود ای طبیب جمله علتهای ما زیبای زیبا همین بشنو از نی چون حکايت می کند از جدايی ها شکايت می کند کز نيستان تا مرا ببريده اند در نفيرم مرد و زن ناليده اند سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش من به هر جمعيتي نالان شدم جفت بد حالان و خوشحالان شدم هر كسي از ظن خود شد يار من و ز درون من نجست اسرار من سر من از ناله من دور نيست ليك چشم و گوش را آن نور نيست تن ز جان و جان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست آتش است اين بانگ ناي و نيست باد هر كه اين آتش ندارد نيست باد آتش عشقست کاندر ني فتاد جوشش عشقست کاندر مي فتاد ني حريف هرکه از ياري بريد پرده هايش پرده هاي ما دريد همچو ني زهري و ترياقي که ديد همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد ني حديث راه پر خون مي کند قصه هاي عشق مجنون مي کند محرم اين هوش جز بيهوش نيست مر زبان را مشتري جز گوش نيست در غم ما روزها بيگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گو رو باک نيست تو بمان اي آنکه چون تو پاک نيست هر که جز ماهي ز آبش سير شد هرکه بي روزيست روزش دير شد در نيابد حال پخته هيچ خام پس سخن کوتاه بايد والسلام بند بگسل باش آزاد اي پسر چند باشي بند سيم و بند زر گر بريزي بحر را در کوزه اي چند گنجد قسمت يک روزه اي کوزه چشم حريصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر د ر نشد هر که را جامه ز عشقي چاک شد او ز حرص و عيب کلي پاک شد شاد باش اي عشق خوش سوداي ما اي طبيب جمله علتهاي ما اي دواي نخوت و ناموس ما اي تو افلاطون و جالينوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد عشق جان طور آمد عاشقا طور مست و خر موسي صاعقا با لب دمساز خود گر جفتمي همچو ني من گفتنيها گفتمي هر که او از هم زباني شد جدا بي زبان شد گرچه دارد صد نوا چونکه گل رفت و گلستان درگذشت نشنوي زان پس ز بلبل سر گذشت جمله معشوقست و عاشق پرده اي زنده معشوقست و عاشق مرده اي چون نباشد عشق را پرواي او او چو مرغي ماند بي پرواي او من چگونه هوش دارم پيش و پس چون نباشد نور يارم پيش و پس عشق خواهد کين سخن بيرون بود آينه غماز نبود چون بود آينت داني چرا غماز نيست زانکه زنگار از رخش ممتاز نيست نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود یک نکته روشن کردن یک شمع بهتر از ملامت کردن تاریکی است نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود افتخار خبر انتخاب هادی ساعی به عنوان جوانمردترین ورزشکار سال ۲۰۰۵ برای هر ایرونی یه افتخاره من کلا از این هادی ساعی خیلی خوشم میاد تبریک نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود گرمه گرمه گرمه اصلا داغه نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود وای که این دیوونه کیه این خیلی غمگین کننده ست که تو آدمتو پیدا نکنی که تو برای خیلی وقتی بگردی و خیلی آدمارو ببینی ولی هیچکدومشون مال تو نباشن اونی که دندونه هاش تو دندونه های تو گیر کنه و رو همدیگه صافه صاف بشین نباشه اونی که شیشه ی روحش با تو یکی بوده نباشه این خیلی غمناکه که تو یه روزی اونقد خسته بشی که بری با یه آدمی که ادمه تو نیست زندگی کنی حالا هرچقدرم که می خوای دوستش داشته باشی داشته باش اصلا مهم نیست این خیلی غمناکه که یه چیزی تو یه گوشه ی قلبت هر روز بهت بگه که این آدمه تو نیست بگه که آدمه تو یه جای دیگه ای تو یه گوشه ی کوچیک از دنیای به این بزرگی منتظرت وایستاده منتظرت واستاده نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود تنفر دیدین یه وقتایی حالتون گرفته میخواین بخوابین تو حال خودتون باشین سیل مشاوره و احساسات از اطراف میرسه که مشکلی داری اگه مشکلی داری به من بگو و از این صحبتا تازه ول کن هم نیستند وای که چقدر از اینجور همدردیها بدم میاد راستی از یه چیز دیگه هم بدم میاد اینکه تا میخوای بری توی نت یا میخوای آپدیت کنی یکی بیاد کنارت بشینه و چهارچشمی مانیتور رو دید بزنه نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود اعتماد به نفس اینوتو وبلاگ تنهاترین علی دنیا دیدم به نظرم قشنگه و کلی هم نکته هایواقعی داره ۳۰ اصل براي اعتماد به نفس بالا اصل ياد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و ياري و حمايت او اصل آگاهي و اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود اصل تغيير در الگوها و ايجاد نشانه ها اصل خوديابي من کيستم قائم مقام ومحبوب خداوند عزت نفس اصل احساس خود شايستگي خودسالاري و احساس شخصيت اصل عدم مقايسه خود با ديگران اصل خودباوري و خودمحوري بعدازخدا محوري اصل داشتن هدف و برنامه در زندگي اصل تميزي و ظاهر اصل تعريف از خود و ديگران اصل تشويق خود و ديگران اصل تعهد به قول و صداقت و راستي اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهي اصل نظم وانضباط کاري اصل دانش و تجربه اصل مديريت زمان اصل مديريت اولويت ها اصل اقتدار در مقابل ضعف اصل يقين در مقابل ترديد اصل احساس رهبري و مديريت اصل مسئوليت پذيري اصل سلامت و نگهداري از جسم اصل تبسم اصل ابراز عشق به ديگران و متذکر شدن ويژگيهاي مثبت آنان اصل نگاه به ديگران در عين تواضع بزرگي خود را در دل حس کنيد اصل عدم تأخير اصل قاطعيت و گفتن نه اصل عدم شماتت و سرزنش خود و ديگران اصل کمک به ديگران و بخشايش اصل ژست و حالت بدني ولی خودمونیم اصل سی ام یعنی چی نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود پدرخوانده نمیدونم چی شده که چند روزیه توی واحدمون هرجایی بچه ها توی برنامه هاشون مشکلی داشتن تونستم یک تنه حلش کنم خلاصه کلی دارم نقش پدرخوانده رو بازی میکنم آخریش همین سه سوت پیش بود که باعث شد آپدیت کنم نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود اندر مذمت بدقولی بدانید و آگاه باشید بد قولی کار بدیه تو رو جون هرکی دوست دارین بدقولی نکنین نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود يک نکته امروز اين مطلب زيبا رو تو وبلاگ اهوراي عشق ديدم چقدر منتظر بمانيم چرا لبخندمان را براي شادي ديگري هديه نكنيم چرا فقط بايک کلام بي هيچ زحمتي خنده اي را جاري نکنيم خوشبختي را از ديگري دريغ نكنيم به اين اميد كه هنوز فرصت باقيست چه كسي تضمين مي كند تا سال ديگر توانايي امروزش را دارد منتظر بمانيم تا كامل شويم و بعد شايد ديگر رمقي نباشد نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود شرمنده تو قسمتی که من کار میکنم یه پیرمرد مهربونیهست که کارهای نظافت رو انجام میده این آقا بعضی وقتا آدم رو شرمنده میکنه با این اخلاقش مثلا وقتی میاد میز رو تمیز کنه من کی بورد رو بالا نگه میدارم تا راحت بتونه میز رو تمیز کنه میگه خسته میشین بزارینش زمین آخه فکر میکنه بقیه خیلی مهمتر از خودش هستن اینو نمیدونه که از خیلیهای دیگه سره یه باغبونی هم توی شرکت داریم من یه دفعه رفتم ازش یه گلدون بگیرم واسه اتاقم وقتی داشتم از تو باغچه محوطه با دست خاک میریختم توی گلدون پیرمرد گفت شما دست نزنید دستتون اذیت میشه خدامیدونه چقدر شرمنده شدم خلاصه اینجوریه دیگه ما همش شرمنده این و اونیم نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود یاد ایام میدونین تو این شبای داغ چی بیشتر از همه میچسبه اینکه بشینی پشت کامپیوترت که جلوی دهنه کولره و یه باد خنکی میخوره به صورتت speacker ها رو که یه ترانه ملایم می خونن صداشون رو کمکنی بعد هم بری توی اینترنت بچرخی نمیدونم چرا این فضا منو یاد خوابگاه و روزای امتحان پایان ترم ترمهای دوم میندازه نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود تولدت مبارک امروز تولدمه تولدم مبارک نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد ساعت بعد از ظهر nbsp توسطمسعود خوش باور اگهدقت کنیناینروزا میتونین خیلی از صفات پسندیده انسانی روتو شعارهای تبلیغاتی کاندیداهای رئیس جمهوری پیدا کنین من که خیلی خوش باورم شما چی فکر کنم اگه اغلبشون این فیلمهای تبلیغاتی خودشون رو پخش نمیکردن بیشتر رأی می آوردند نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد ساعت قبل از ظهر nbsp توسطمسعود صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو rss نوشته های پیشین خرداد فروردین اسفند دی آبان شهریور اردیبهشت فروردین دی آذر آبان شهریور مرداد تیر خرداد اردیبهشت فروردین اسفند آذر پیوندها قصه های عامه پسند مؤسسه خيريه وحدت مؤسسه خيريه محك سایکلتوریسم لینکدونی دیوونه powered by blogfa com
Collapse/expand the top pane
Spacer